دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 / 00:47|کد خبر : 784|گروه : اجتماعی

اورامان وتصوف/

عارفان اورامانات و نقش آنان در تحولات ادبی و اجتماعی کُردستان

عارفان اورامانات و نقش آنان در تحولات ادبی و اجتماعی کُردستان

از ویژگی های بارز عرفان درهورامان علم وتقوای رهبران تصوف بوده که این باعث شده درهمه احوال، عالمان بزرگ نه تنها آنان را موردتایید قرارداده بلکه بسیاری ازآنان در زمره مریدان این بزرگان عالم تصوف قرارگیرند.

به گزارش اورامانات، از جمله ويژگي هاي منطقه هورامان وجود مشايخ بزرگ تصوف وبرپایی تکيه وخانقاه ها دراين منطقه می باشد واز سالیان مدیدی دو طریقت عمده تصوف قادریه ونقشبندیه درهورامان به فعالیت مشغول هستندو بنیانگذارانشان طریقت خود را برمبنای تعالیم اسلام وسنت نبوی پی ریزی کرده ومریدان خودرا به سوی اخلاق حسنه وبه دورازهرگونه بدعتی که درمیان برخی از فرق صوفیه رایج است سوق داده اند.این رویه تاکنون حفظ شده ومی توان با افتخارتمام گفت که خانقاها وتکایای هورامان مرکز پرورش فکر واندیشه سالم بوده ومشایخ این طریقت ها عموما اشخاصی عالم،عارف وبسیارخوشنام ومحبوب بوده اند.

 

از ویژگی های بارز عرفان درهورامان علم وتقوای رهبران تصوف بوده که این باعث شده درهمه احوال، عالمان بزرگ نه تنها آنان را موردتایید قرارداده بلکه بسیاری ازآنان در زمره مریدان این بزرگان عالم تصوف   قرارگیرند. اما این نکته رانیزنباید فراموش کرد که مشایخ هورامان قبل ازآنکه شیخ ومرشد تصوف باشند، خویش عالمان دینی بوده اند.

 

 طریقت نقشبندیه

طریقت نقشبندیه درحدود 200 سال پیش به وسیله شیخ مولاناخالد نقشبندی شاره زوری درکردستان رواج یافت. این شخصیت آیینی قبل ازآنکه وارد تصوف شود ونامش به عنوان یکی ازبزرگترین رهبران تاریخ تصوف ثبت شود، ماموستا ومدرس یکی ازمساجد شهرسلیمانیه بوده است. داستان چگونگی ارتباط روحی با شیخ عبدالله دهلوی ورفتن به هندوستان وپادوی درتکیه آن شیخ ونهایتا تمسک و دریافت خرقه،اجازه ارشاد وبرگشت به کردستان ازداستان های بسیار شیرین تاریخ تصوف است.

 

با آمدن مولانا خالد به کردستان عملا رهبری طریقت نقشبندی ازهندوستان به کردستان منتقل گردید. مولانا خالد هزاران مرید ودهها خلیفه داشت که یکی ازاین خلفای بزرگ، شیخ عثمان سراج الدین تویله ای بوده  است که پس ازوفات مولانا خالد، رهبری طریقت نقشبندی به ایشان رسیده است.

 

شیخ عثمان سراج الدین یکی از اولین مریدان وملازمان مولاناخالد در بغداد واولین کسی بود که اجازه ارشاد از اورا در سال1231ه.ق دریافت نمود.شیخ سراج الدین پس ازکسب اجازه ارشاد به هورامان برگشت ودر روستای تویله خانقاه ساخت وبه ارشاد وپرورش مریدان ورهروان این منهج پرداخت. فرزندان شیخ سراج الدین همگی اهل علم وزهد بودند ودو نفر از آنان شیخ عمرضیاالدین وشیخ محمدبها الدین مقام شیوخ یافته ودرتکایا وخانقاهایشان مریدان بی شمارخود را که ازاقصی نقاط به آن منطقه آمده بودند ارشاد می کردند.

 

شاعر ودانشمند مشهورکُرد،مولوی تاوه گوزی به شیخ عثمان سراج الدین و شیخ عمرضیاالدین ارادت خاص داشته و دراشعارش ازآنان به عنوان پیرومرشد خودیادکرده است. شیخ عمر ضیاالدین درهنگام جوانی بنا به فرمایش پدربزرگوارخود به  تکیه طالبانیه کرکوک رفته وبه همراه شیخ علی طالبانی زیرنظر شیخ عبدالرحمن خالص به تحصیل علم پرداخت، پس ازتکمیل علم به زادگاهش هورامان برگشته واجازه ارشاد یافت. این شخصیت بزرگ درشهر بیاره اقامت گزیده وتکیه وخانقاه خودرا درآنجا بنا نهاد.

 

ایشان فرزندان زیادی داشتندکه دونفرازآنان به نام های شیخ نجم الدین وشیخ علاالدین به مرتبه ارشاد رسیدند. شیخ عثمان سراج الدین دوم که ازبزرگترین مشایخ نقشبندیه این عصرمی باشد، فرزند شیخ علا الدین بود. شیخ عثمان دوم از بیاره به هورامان ایران مهاجرت ودر نزدیکی شهرسروآباد خانقاه بسیاربزرگی درداخل باغ مشهور دورود ساخت. مریدان شیخ عثمان ازصدها هزار تجاوزمی کرد، زیرا تقریبا بیش ازنیمی از اهل طریقت نقشبندیه جهان ایشان را رهبردینی خودمی دانستند.

 

شیخ عثمان علاوه بر ارشادتصوف، به علم طبابت نیز وارد بود ومریض های او باتوجه به اعتقاد عمیقشان به شیخ  اکثرا شفا می یافتند. ازجانب دیگر شیخ علی حسام الدین فرزند بزرگوار شیخ محمد بهاالدین یکی دیگر از بزرگترین علماو مشایخ عصرخودمی باشد. تکیه وخانقاه خود را در روستای باخه کون قرارداد ودر هورامان ایران درمحلی به نام کراویه دول نیز دارای باغ باصفایی بود که تابستان ها مریدان فراوانی ازاقصی نقاط ایران وعراق به خدمتش مشرف می شدند وکسب فیض می نمودند.

 

بیان اين نکته حائز اهميت است که مشايخ هورامی طريقت نقشبندی  رهبران اين طريقت عظيم درسراسرجهان هستند که اين ازافتخارات بزرگ منطقه هورامان است.

 

طريقت نقشبنديه هورامان پس از وفات رهبران بزرگ اين طريقت اکنون شاخه های متعددی از آن منشعب شده بااين حال همچنان دارای فعاليت می باشد.اگر چه صوفيان نقشبندی معتقد بودند بعد از وفات شيخ عثمان سراج الدين ثانی، بساط رهبريت وارشاد در طريقت نقشبنديه برچيده خواهد شد، اما وجود ماموستا شيخ محمد سعيد نقشبندی که هم اکنون در قيد حيات بوده و در شهر روانسر سکونت دارد، بر اين نظريه خط بطلان کشيده وچراغ اين منهج همچنان در اين منطقه فروزان است.

 

 طريقت قادريه    

طريقت قادريه دراوايل قرن ششم هجری توسط شيخ عبدالقادرگيلانی بنيانگذاری شد وانتشار اين طريقت درکُردستان به قرن دهم هجری برمی گردد. طريقت قادريه از بزرگترين طريقت هاي تصوف است وشاخه های زيادي از آن درسراسر جهان گسترش يافته است. درمناطق مختلف کُردستان نيز شاخه های متعددی دارد که يکي ازاين ها طريقت قادريه طالبانی درکرکوک است که حدود 300 سال پيش توسط ملا محمود زنگنه ای در روستای کرخ ناحيه چمچمال کرکوک پايه گذاری شده است.

 

شيخ محمد عزيز نجاری مشهور به شمس العارفين وپير هورامان نيز طريقت قادريه را درحدود150 سال پيش ازحاج شيخ علی اول که يکي ازمشايخ طالبانی کرکوک است کسب کرده وبرای اولين باراين طريقت را به منطقه هورامان آورده وآن را انتشارداده است.

 

شیخ محمد عزیز دراصل از اهالی روستای دله مرز ژاورود بود که درایام جوانی به پاوه رفته است. اگر به صورت گذرا به زندگی قبل وبعد از مهاجرت وی نظری بیافکنیم متوجه می شویم که این مهاجرت درراستای طی طریق وسیروسلوک طریقت بوده است. شیخ محمد عزیز مدتی درپاوه به رنجبری پرداخته ،سپس مدت هفت سال خادم مسجد دشه بوده ودرنهایت درنجار اقامت گزیده ودر همانجا طی مسافرتی به کرکوک به کسوت طریقت وشیخیت نائل آمده، از طرف شیخ اعظم طریقت قادریه  طالبانی کرکوک برای هدایت وارشاد مردم برمنهج طریقت به هورامان برگشته وتکیه خود را درنجار قرارداده است.

 

در آن دوران جمعیت زیادی از مردم منطقه هورامان با وی بیعت کرده اند. شیخ محمد عزیز شیخ  مريدان بي شماري تربيت كرد و عده اي از آنان چنان تربيت و تعليم يافتند كه پس از طي مراحل تصوف خود استاد و مرشد شدند و به تربيت مريدان پرداختند.

 

از جمله اين افراد مي توان از مشايخي چون شيخ محمد پاوه اي ملقب به شمس الدین، شيخ احمد عباس آباد ملقب به  احمد ديوانه، شيخ عبدالله كوسه كردستاني مشهور به بالدار، شيخ نعمت اله نروي، خليفه حيدر باينگان و ... نام برد كه هر كدام از آنها خورشيدي درخشان در آسمان تصوف این منطقه بودند و موجب روشنائي قلوب جوياي حقيقت شدند.

 

پس از وفات شمس العارفین که درسال 1322 هجری قمری رخ داد نوه بزرگوارش شیخ عبدالقادر نجاری ملقب به بی عنوان، بر جای ایشان نشست وبه تربیت مریدان پرداخت. مشايخ قادريه نجار از معدود مشايخانی هستند که کماکان درپيروی ازاسلوب وراه وروش ومنهج سلفای صالح خودثابت قدم مانده اند. اين مشايخ درراستای شريعت اسـلام وبه دور از هرگونه بدعت واعمال خلاف شرع به پرورش مريدان پرداخته وخدمات شـايانی به اسـلام،تصوف وجا معه کُردستان کرده اند.

 

یکی دیگر از مشایخ بزرگ طریقت قادریه هورامان، شيخ محمد شمس الدين پاوه ای است كه طريقت خود را از عارف بزرگ هورامان مانند شيخ محمد عزيز نجاري گرفته است.وی قبل از آنكه به عنوان شيخ ارشاد به فعاليت بپردازد، عالم علوم ديني وماموستاي شريعت بوده است. بنا بر اين اساس طريقت خود را بر مبناي انجام فرائض ورعايت سنت رسول الله (ص) وفريضه امر به معروف ونهي از منكر قرار داد.

 

تكيه پاوه درطول سال هاي متمادي از رونق بسيار خوبي برخورداربود ومشايخ اين تكيه يعني شيخ محمد شمس الدين وبعد ازوي حاج شيخ نصرالدين خالصي وسپس حاج شيخ طه همگي از علماي شريعت بوده اند و مي توان گفت که طريقت هاي هورامان به بركت اين مشايخ بزرگ همواره پرچمدار طريقت محمدي (ص)بوده اند.

 

طریقت قادریه طالبانی هورامان امروزه نیز فعالیت گسترده ای دارد وبطور رسمی شش تکیه دراین منطقه تحت رهبري وارشاد مشايخ وخلفاي طريقت اداره مي شوند. این تکایا كه درذیل می آیند  براساس تعاليم طريقت قادريه طالباني اداره مي شوند وغير از تكيه پاوه بقيه تكيه ها زير مجموعه تكيه نجارهستند:

1- تكيه شمس العارفين واقع درروستاي نجار

2- تكيه شيخ نصرالدين خالصي واقع درشهر پاوه

 3- تكيه شيخ احمد واقع در روستاي عباس آباد

4- تكيه خليفه عبدالغفور واقع درروستاي نروي

5- تكيه خليفه سيد عنايت واقع درروستاي وراء

6- تكيه خليفه عبدالله واقع درشهر نودشه

 

 نكته پایانی

اگر محقیقین بخواهند در زمینه شناخت اجتماعی منطقه و به خصوص در زمینه کلی هورامان شناسي کار انجام دهند، باید به سیر وجودی طريقت های تصوف در هورامان به طور عميق وکارشناسانه پردازندتا کار و تحقیقی کامل وبدون نقص ودرخور ارائه داشته باشند، زيرا قسمت بزرگی از تاريخ منطقه هورامان را تاريخ طريقت وتأثيرات مشايخ طريقت بر امورات اجتماعی جامعه هورامان تشکيل می دهد.   

 

خواسته یا ناخواسته این منطقه از کُردستان بیشتر از نقاط دیگر با عرفان وتصوف عجين شده است تا حدی که هورامی زبان عرفان شده است. شعر عرفانی به هورامی يک نوع گيرائي خاصی داردو شايد در هيچ از زبان ها و لهجه های ديگر اين گيرائي وجود نداشته باشد. شاهد این ادعا این است که  قريب به اتفاق شاعران کُردی سرا، شعر عرفانی خویش را به هورامی سروده اند. مانند مولوی کُرد که از مريدان وارادتمندان شيخ عثمان سراج الدين تويله اي رهبر طريقت نقشبندي بوده و شيخ سراج الدين نيز علاقه فراواني به وي داشته است.

 

در سرگذشت این دو بزرگوار آمده است که روزي شيخ سراج الدين نامه اي به مولوي مي نويسد وازاو به خاطر غيبت طولاني اش گلايه مند است. مضمون نامه شیخ این گونه است: « يا كاغذي براي نوشتن نامه نمانده ، يا كاتب فوت كرده است ويا اينكه عار وننگ است که از دوست خویش يادي نمایی؛ غمگين درگوشه اي منشين وغم وغصه را به باد بسپار، زيرا كه فلك دروازه شادي را تا ابد براي كسي باز نمي گذارد.»

 

مولوي کُرد نیز در پاسخ ابیات شیخ، قصيده بلندي در وصف وی مي سرايد. اين اشعار بسيارنغز، زيبا ودرنهايت اخلاص وعرفان سروده شده اند.

 

مولوی کُرد در ابتدا به تعريف وتمجيد شيخ وجايگاه معنوي و روحاني او مي پردازد و سپس درپاسخ به نامه ودوبيت شعرايشان دليل طولاني شدن مدت عدم حضورخود و ننوشتن نامه را بازگو می کند... .

نویسنده: ابراهیم شمس

منبع: شاهو خبر

انتهای پیام/





برچسب ها :

عارفان هورامانتحولات ادبی کردستانرهبران تصوف

نظرات کاربران :

بی تاوان [دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 08:18] پاسخ

که اینطور! پس از هندوستان تشریف آوردن، اگه اینجوری باشه که ...

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر