شنبه 28 فروردین 1395 / 11:27|کد خبر : 711|گروه : فرهنگی

به بهانه سی امین سالگرد در گذشت ماموستاهیمن/

هویت، فرهنگ وماموریتگرائی اجتماعی شاعر موکریان

هویت، فرهنگ وماموریتگرائی اجتماعی شاعر موکریان

ماموستا هیمن با انسجام دان به هویت و فرهنگ شناسائی شده و تعالی فکری در دوره های مختلف زندگی، همراه با انعطاف‌پذیری در اندیشه وعمل به شخصیتی بدل می گردد که مروج هویت و فرهنگی می شود که به صورتی بی‌طرفانه تلفیقی کارآمد و امروزی را از فرهنگ وهویت بر پایه زاویه ایی خاص و صدالبته عملگرا و همگانی ارائه می دهد.

به گزارش اورامانات، در تعریف های ارائه شده توسط نظریه پردازان اجتماعی معمولا هویت فرهنگی، بسان سرزمین، آیین، سنت و باور، زبان مشترک و... تعریف می‌شود.هویت فرهنگی، حس تعلق را ایجاد می نماید و چشم اندازی از مجموعه‌ای مادی و معنوی که دارای عناصر متشکله حول آنچه که دلبستگی می آفریند را شکل می دهد، به گونه ایی که اگر از شخصی پرسش شود که قالب هویتی وی بر چه مبنای فرهنگی تشکیل یافته است، پاسخ او برگرفته و تاثیر پذیر از اصالت، تربیت، واگویه های ذهنی و بافت های رسوخی و نفوذیافته فرهنگی‌ شخص خواهد بود.

البته اشاره به این نکته حائز اهمیت است که ممکن است فرد با الحان مختلف به مانند لحن محترمانه، افتخارآمیز و یا سرخورده و بی تفاوت در این باره سخن گوید، یا در مکان هاو ازمنه های مختلف  پاسخ های متفاوتی داشته باشد، اما در مجموع آنچه که بازگونماید و یا در ذهن مستتر کند،معرفی بر هویت فرهنگی اشخاص می باشد؛ اما همیشه قضیه هویت در کنار فرهنگ به اینجا ختم نمی شود.زوایای پیچیده و درهم تنیده هویت و فرهنگ چنان آغشته به هم شده اند که به اندازه تارهای تنیده شده، زاویه یافته و تعیین کننده گشته اند و دراین میان شاعران به عنوان انسان های آویخته به درخت تناور فرهنگ، از نزدیک ترین ها به درگیری و توازن دو واژه هویت و فرهنگ هستندو در اینجا در دایره این بحث قرار گرفته اند تا بیشتر از چشم انداز آنها، از شعر وشعار آنان و از زندگی ومرگشان تلفیق فرهنگ و هویت را درک نماییم.البته از میان بسیار شاعران این سرزمین و سخنوران این دیار ،از زاویه «شيخ محمد امين شيخ الاسلامی مكری» هویت فرهنگی را می نگریم.

آثار نظم و نثر ماموستا هیمن، رازهای سر به مهر زندگی این شاعر کُرد را چنان عیان می سازد که در مقابل بیننده هوشیار،دفتری می شود صدبرگ و هر برگ صید نهانی را به چشم صیادکنکاش گر می سپارد تا در دالان های اجتماع، سیاست، فرهنگ، آداب، اندیشه، عشق و بسیاری دیگر به دنبال خود بکشاند و تفکری غالب از هویت فرهنگی را که سالیانیست بسیاری در پی آن هستند را رونمائی نموده و نمود دهد.             

 زاویه های هویت فرهنگی در زندگی و آثار ماموستاهیمن، قالبی از سنتز و هم نهادی ذهنی در درون مخاطب کنکاشگر می شود تاکه تعیین کننده و البته پاسخگوی بسیاری از پرسش های ذهنی مانند«از کجا آمدن» و«برای چه آمدن» شود و «نبایدهای باید شده» و «چرا این گونه شدنها» را در مسیر باورپذیری خودآگاه قرار دهد تا«به کجا خواهیم رفت» انسان معلق در «بودن یا نبودن» را به سرمنزل مقصود برساند.

تمام زاویه های نگرشی بشر در مورد هویت فرهنگی اصولا در دو زاویه اصلی متبلور می شود که از این زوایا شخصیت افراد در جوامع شکل می یابند و در ادامه زندگی و زیستن اشخاص رهیافتی از این دو زاویه می شود، یکی افرادی که در زاویه ماموریت‌گرا قرار می گیرند ودیگری کسانی که به رنگ زاویه عادی و روزمره در می آیند. به باور جامعه شناسان فرهنگی، اشخاصی که ماموریت‌گرا هستند برای خود هویتی مستقل قائل شده واینگونه باورمندگشته اند که برای انجام ماموریت یا تحقق رسالتی خاص در این دنیا زیستن دارند و بهتراست در سراسر زندگی خود کوشش نمایند تا وظیفه‌ای را که بر دوش داشته به انجام برسانند.

به باور بسیاری از نزدیکان و دوستان ماموستا هیمن و بر اساس آثار مکتوبشان، وی از جمله شخصیت هائی بوده که  به هویت فرهنگی نگاهی از روی تعصب یا وظیفه نداشته، بلکه با زاویه ماموریتگرائی خویش در سراسر زندگی پرفراز و نشیبش بسیاری از سختی ها و مرارت ها را تحمل می‌کند تا تمام اقدامات و فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی زندگی خود را حول محور آن ماموریت و رهیاب هویتی تعریف نموده و به آن شکل دهد.

اگرچه از نگاه جامعه شناسان،افراد ماموریتگرا دارای خصوصیات و خصائص ریاستی و قهرمانی هستند، اما ماموستا هیمن بر طبق دانسته های زندگیش نه ریاست را بر می تابد و نه خود را قهرمان می داند؛ در اشعارش سراسر تاریخ و هویت تاریخی را به چالش می کشد و همزمان ناله جدائی را فریاد می کشد و ناله مردانه را با نوای نی در توازن و پارادوکسی خلاقانه بر کاغذی از جنس سوز وناز نقاشی می کند.

ماموستاهیمن منافذ تاریک و روشن هویت فرهنگی را با تجاربی که به قول خود از دربه دری آموخته می شناسد و عینیت های هویت فرهنگی را در مجموعه شعر «تاریک و روون» بازآموزی می نماید تا در مقابل افراد عادی و روزمره خواه، مسیرهای رشد و حرکت جامعه را به سوی چشم اندازهای نورانی بایدها و نبایدهای موجود و بازشناخته در فرهنگ آن روزگار مبرهن نماید وافشاکننده وضعیت غالب هویتی و فعالیت‌های اشخاص در زاویه عادی و اجتماع روزمره باشد. افراد غالب جامعه ایی که در مسیر رودخانه حرکت می‌کنند و هیچ چشم‌اندازی را برای زندگی خود ودیگران قایل نیستند و غالباً در وضعیت انفعالی و روزمرگی گرفتارند.

شاعر و اندیشمند موکریانی در مسیر رشد و تکامل هویتی و فرهنگی خود متوجه ماموریت یحتمل خود می‌شود و با مطا‌لعه و پژوهش و شرکت در لایه های اجتماعی و سیاسی آن روزگار،ماموریتگرایی را در قالب نوشته ها و اشعار خود مکتوب می نماید تا از ضمنی گرائی و روزآمدی دوری نماید، زیرا که خود واقف است که آفریننده است و آفرینش های وی می تواند قالب غالب هویت فرهنگی باشد.

شاید دهها شخصیت فرهنگی، ادبی و سیاسی در دهه های ابتدائی قرن معاصر زیسته اند و آفرینش نموده اند، ساخته اند و سازش کرده اند و در چهارچوب های مشخص فرهنگی آن روزگار خود را جای داده اند، اما چونکه ماموریت مشخص و شفافی برای خود نداشته و چشم‌انداز خاصی برای زیستن خویش متصور نبوده اند، هیچ یک در رهیافت های هویت فرهنگی جایگاهی نداشته و در نسیان هویت و فرهنگ به جامانده ویا غرق شده اند.

بدین سبب واضح است که میزان اهمیت دادن به هویت و فرهنگ در رشد و تعالی اندیشمندان و اندیشه سازان و بالتبع در رشد هویت فرهنگی جامعه غیر قابل‌اغماض است و در واقع نقطه عطفی و آغازی برای حرکت، تلاش و پویایی زندگی فردی و اجتماعی می شود و ماموستا هیمن با انسجام دان به هویت و فرهنگ شناسائی شده و تعالی فکری در دوره های مختلف زندگی، همراه با انعطاف‌پذیری در اندیشه وعمل به شخصیتی بدل می گردد که مروج هویت و فرهنگی می شود که به صورتی بی‌طرفانه تلفیقی کارآمد و امروزی را از فرهنگ وهویت بر پایه زاویه ایی خاص و صدالبته عملگرا و همگانی ارائه می دهد.

 ماموستا هیمن در طول دوران زندگی خود، مضاف بر اینکه خویشتن را به عنوان یک شخص خاص می نگرد، بلکه این توانایی را اکتساب می نماید که به عنوان یکی از قله های رفیع فرهنگی و هویتی و بسان شخصیتی باپشتوانه و تاریخی ماندگار و آگاه و دانشمند در نقش‌های مختلفی خود را بنمایاند. وی ریشه های تاریخی، ادبی، زبانی و ملی رادر هویت افراد تاثیرگذار می داند و معتقد است که این ریشه ها می تواند راهی به سوی سرخوردگی یا سرافرازی باشد.

این عارف و اندیشمند اگر چه در مزرعه آبا واجدادیش به دور از هرگونه مظاهر شهری و تکنولوژی بیل می زند و می کارد و کاشتن را می آموزد، اما نگاهی دو سویه را در اندیشه دارد و دوراندیشی خود را چنان در اشعارش در رکاب می کشد که گویی فرزانه ایی با جام جم است؛ به زاویه ماموریتگرایش دید می دهد تا هم آینده را ببیند و هم از گذشته درس بیاموزد؛ و می آموزد که نگاه به گذشته با چشم اندازی امیدوارانه به آینده می تواند شور و شوق بی پایان ایجاد نماید و اجتماعی را به سوی شناخت هویتش یاری رساند، زیرا که اگر گذشته، ادبیات، زبان و...را از جامعه ایی بگیرند، دیگر هیچ چیز با ارزشی نخواهد داشت تا به آن ببالد و اگر این چنین شود،آن جامعه شاهد پیدایش زمینه های پذیرش فرهنگ های دیگر می شود و اینجاست که سرآغازی بر منسوخ شدن هویت فرهنگی غالب وتهاجم فرهنگ های دیگر و طبعا آشکارشدن سرگشتگی هویت خواهد شد.

سی سال از مرگ این دانشمند و ادیب روشن ضمیر می گذرد و هنوز لایه های اندیشه سترگ و توانایی های جامعه شناختی وی در میان برگ های دفتر آثارش پنهان مانده تا که ضمیرهای ماموریتگرا با شناسائی این لایه ها، روزمردگی را از زاویه های اجتماع روزمره دور کنند و هویت و فرهنگ را سدی در برابر این همه ناخودآگاهی و ازخودبی خبری سازند.

نویسنده: احمدفاتحی

منبع: شاهو خبر

انتهای پیام/ف





برچسب ها :

ماموستاهیمنشاعرموکریانهیمن مهابادیهویت فرهنگیماموریتگرائیاجتماعی

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار