چهارشنبه 8 مهر 1394 / 11:08|کد خبر : 66|گروه : فرهنگی

آئین قدیمی ازدواج/

آيين های ازدواج در فرهنگ مردم هورامان

آيين های ازدواج در فرهنگ مردم هورامان

در گذشته نحوه ي انتخاب دختر به اين گونه بود كه هر خانواده اي پسرش به حد كمال براي ازدواج مي رسيد، به فاميل يا آشنا، حتي بر و همسايه مي‌سپردند كه مي‌خواهيم براي پسرمان زن بگيريم اگر چنانچه شما دختر خوبي را سراغ داريد به ما معرفي كنيد

به گزارش هورامانات ، در ژرف ساخت و ناخودآگاه مردم كُردستان، مؤلفه‌هاي مشترك فرهنگي وجود دارد؛ اما به دليل تنوع زيستي و روي‌كردهاي فرهنگي ويژه هر منطقه، به مرور زمان، اين پديده تغيير و تحول پيدا نموده و رنگ رُخ باخته است. درهر شهر و روستايي، بنا به اين شرايط زيستي، تفاوت هايي را در فرهنگ و زندگی كُردها مي توان مشاهده كرد. هورامان، جزء مناطق كُردنشين است، در این منطقه در قياس با ساير مناطق كُردستان، در انجام مراسم ازدواج تفاوت هايي وجود دارد. در اين نوشته سعي مي شود، مؤلفه هاي ازدواج در منطقه هورامان، به رشته تحرير در آيد. روش تحقيق اين مقاله، ميداني به صورت مصاحبه و روايت افراد، در منطقه دزلي انجام گرفته است.

ازدواج ومراحل آن


♣ خواستگاري (هيجبي، hîjbî ، خوازبيني، xiwazběnî)


 در گذشته نحوه ي انتخاب دختر به اين گونه بود كه هر خانواده اي پسرش به حد كمال براي ازدواج مي رسيد، به فاميل يا آشنا، حتي بر و همسايه مي‌سپردند كه مي‌خواهيم براي پسرمان زن بگيريم اگر چنانچه شما دختر خوبي را سراغ داريد به ما معرفي كنيد. يا در مجامع عمومي، خود دختري را مي ديدند، به قول معروف به ته دلشان مي نشست و او را مدنظر قرار مي دادند.

 

به اين ترتيب چنين دخترهاي دمِ بخت، شناسايي مي‌شدند، به شيوه نهان در باره دختر مورد نظر تحقيقاتي صورت مي گرفت، اگر به نظرشان مي چربيد، براي انجام خواستگاري مقدمات و تمهيدات آن، فراهم مي شد.

 

اما اكنون بر اثر تماس هاي فرهنگي و عوامل مدرن ارتباطات، فاكتورها و عوامل دخيل در انتخاب، شيوه هايی نوين و متفاوت با گذشته به خود گرفته است. جوان‌ها با توجه به شرايط كار و تحصيل، در دانشگاه ها و يا محيط كار و اماكن عمومي بر اثر آشنايي يا بر سبيل تصادف، همديگر را پيدا و با همديگر ارتباط برقرار مي‌كنند، با هم حرف هايشان را مي‌زنند، قرار مدار‌هاشان را مي‌گذارند، بعداً خانواده‌ را جهت اعلان نظر، در جريان امر قرار مي‌دهند.


بعد از شناسايي دختر مورد نظر، خانواده پسر، مشخصه‌هايي را براي عروس آينده خود در نظر مي‌گيرند كه بيشتر اين مشخصات كلي است. در گذشته تحصيلات براي دختران چنان مد نظر نبود، همينكه دخترِ با آبروي و از خانواده خوبي بود، به عنوان نامزد، منظور مي‌شد.

 

همچنین به علت بافت سنتي-عشيره اي در هورامان، سعي مي شد بيشتر در ميان افراد همخون و بستگان خود براي پسرانشان زن بگيرند و يا دختر را شوهر بدهند. ولي حالا معيارها دگرگون شده اند؛ بيشتر جوانان به دنبال دختران تحصيل كرده و انسان‌هاي اجتماعي مورد دلخواه، صرفنظر از علقه وابستگي خانوادگي، مي گردند. در مقابل خانواده دخترهم براي داماد آينده شان، ويژگي هايي قايل هستند: در وهله اول انسان سالم و پاكي باشد، شغل مناسبي داشته باشد و از نظر مالي وضع رو به رايي داشته باشد. در منطقه ما معمولاً قبل از خواستگاري به دنبال تحقيق مي‌روند كه بيشتر به صورت پنهاني و در خفا، صورت مي‌گيرد.


در گذشته بعد از اينكه عروس يا دختر دم بخت شناسايي مي‌شد خانواده پسر يكي از آشنايان يا يك دوست نزديك قابل اطمينان را به خانه دختر مي‌فرستادند تا بداند آيا قصد دارند دخترشان را شوهر بدهند اگر راضي بودند مشخصه‌هاي پسر را باز‌گو مي‌كردند و اجازه مي‌خواستند، اين پسر را به فرزندي خود قبول كنند.

 

به اين عمل «رامالي»-آماده كردن زمينه-(ramali) مي گفتند. بعد از اطمينان از قصد دختر و حصول اطمينان از خانواده، دو طرف به تجسسِ خصال هم مي پرداختند. البته به دلبل زندگی محدود روستایی و کوچک بودن محل رندگی، معمولاً افراد روستا همدیگر را به خوبی شناخته ونیار به پرس وجو، زمانی بوده که ازدواج کنندگان ( پسر ـ دختر) از دو روستای متفاوت بوده باشند.

 

اقدامات خانواده ها در چنین مواقعی بیشتر صرف پس و جو از اقوام و بستگان به منظور کسب رضایت آنها بوده است. زندگی عشیره ای سبب بوده است تا نظر اقوام بسیار موثر باشد و در بعضی موارد حتی منجر به لغو ازدواج شود. خانواده دختر اگر از ايده آل هاي پسر، مطمئن مي شدند، اجازه مي دادند كه به خواستگاري بيايند.

 

البته  در گذشته ها نظر دختر بيشتر مهم نبود؛ همينكه خانواده او داماد را تاييد مي‌كردند كافي بود. حتي در پاره اي از موارد، خانواده دختر علي رغم ميل، او را وادار مي كردند به چنين ازدواجي تن دردهد. بعد از اينكه جواب خانواده دختر مثبت بود يكي از آشنايان جواب را به خانواده داماد اطلاع مي‌داد بعد از اين اين داماد همراه مادر يا خواهر بزرگتر به خانه عروس مي‌آمدند و همديگر را مي‌ديدند اگر هر دو طرف يكديگر را مي‌پسنديدند اجازه مي‌خواستند كه رسماً به خواستگاري بيايند.


♣ده‌س‌ماچ‌كه‌رده‌يْ(هورامي:desmaĈkerdey) خواستگاري( هورامي: هيجبيhijbi، سوراني: خوازبيني،xwazbeni)


بزرگان فاميل: عمو، دايي، پدر يا برادر‌بزرگ‌تر به خواستگاري مي‌رفتند كه اين كار‌ها بيشتر شب صورت مي‌گرفت در اين مراسم كه به آن دست بوسي(ده‌س ماچ كه‌رده‌ي) مي‌گويند در وهله اول درباره تعيين مهريه، خريدجهاز، و مقدار طلاجات با هم گفتگو مي‌كردند و وقتي كه به نتيجه مي‌رسيدند پدر داماد و خود داماد(زَما، زاوا(zema، zawa) و مهمان‌ها به نوبت دست هَسوره (پدر عروس)، عموها، برادران، داییها و...ی عروس را مي‌بوسيدند و به هم تبريك مي‌گفتند و آن ها رسماً نامزد هم(دَزگيران،Dezgiran يا دَستگيران)هم مي شدند. اكنون نیز همين روال در منطقه در جريان است.


♣ نشان كردن، دياري كه‌رده‌يْ(diyarî kerdey)


 بعد از مراسم دست بوسي و تعيين شرايط، خلعتي كه براي عروس آورده اند كه معمولاً شامل يك انگشتري طلا و يا ... است به دست عروس مي‌كنند كه به اين كار مي‌گويند: نشان كردن(دياري كردن، دياري كردَي). بسته به نوع توافق طرفين در بعضي از خانواده ها، همان شبِ دياري (عاقد) همراه مي‌برند و عروس را عقد مي‌كنند و گرنه به شبي يا وقتي ديگر موكول مي‌كنند كه به آن عقدكنان يا ماره بران(ماره‌بذيه ي،marebiryey) مي‌گويند.


♣ عقدكُنان(ماره بريه‌ي،  marebiryey)


در اين باره، در گذشته مراسم خيلي ساده برگزار مي شد. در شبي اقوام نزديك دو خانواده در معيت چند نفر از معتمدين آبادي و ماموستاي ده، جمع مي شدند و صيغه ي عقد جاري مي شد و سپس همه چيز از محرمات خارج مي شد و(زَما، زاوا) مي توانست به راحتي در خانه ي (وَوي، وَيوَ) آمد و شد كند.

 

در حال حاضر بر اثر مراودات ارتباطي، مراسم عقد به صورت‌هاي گوناگون انجام مي‌گيرند بعضي از خانواده‌ها عقد‌هاي سنگين و تشريفاتي برگزار مي كنند. سفره عقد با مخلفات آن مي‌چينند اما هنوز هم بعضي ار خانواده ها با گذشته پيوند وثيق دارند، دوست دارند مراسم عقد را، ساده و بي تكلف، اجراكنند. عاقد را به منزل عروس همراه با چندين تن از بزرگان و چند خانم مي‌آورند و در آنجا عروس خانم عمو يا دايي خود را وكيل مي‌كندتا نظرات او را مطرح كند بعد از اينكه صيغه عقد جاري شد، مراسم شروع مي‌شود. بعد به ميمنت اين وصلت، افراد جوان دو خانواده شروع به رقص كردن، آواز‌خواندن و خوردن شيريني و ميوه كه از طرف خانواده داماد آماده شده است؛ مي کند.


در زمان نامزدي بسته به شرايط فرهنگي خانواده در مورد رفت و آمد و ارتباط داماد تفاوت‌هايي وجود دارد. بعضي از خانواده‌ها مخالف ارتباط نزديك و رفت و آمد بيش از حد داماد هستند چه به نظرشان رفت و آمد‌هاي مكرر باعث مي‌شود كه از چشم هم بيفتند به اصطلاح منطقه(سوك،Suk )شوند. ولي بعضي از خانواده‌ها نظر ديگري دارند و مي‌گويند هر چه ارتباط نزديكتر باشد شناخت بيشتري به دست مي‌آيد.

 

بعد از مراسم خواستگاري و عقد، مراسم شيريني‌خوران برگزار مي‌شود قبل از مراسم، عروس و داماد به همراه خواهر يا يكي از نزديكان عروس و داماد به اتفاق براي خريد زيور‌آلات و لباس مربوط به شيريني‌خوران راهي بازار شهر مي‌شوند. و بعد از خريد و دوخت و دوز لباس‌ها و آماده شدن، مراسم شيريني خوران برگزار مي‌شود.


♣ هيمه بار، گه‌له‌دار، گه‌له هيزم(gele hêzim)


در گذشته در هورامان، بعد از ماره بران و نزديكي هاي زَماوَن(عروسي)براي خانواده عروس مراسم گله هيزم كه يك نوع تعاون و همكاري بين مردم روستا بود؛ اجرا مي شد. بدين ترتيب يك روز تعيين مي كردند، افراد روستا قاطر و الاغ و... آماده مي كردند و به صورت جمعي به جنگل مي رفتند و هيزم جمع مي كردند و بر قاطرها مي بستند و به خانه عروس مي آوردند. به عنوان رقابت سعي مي كردند، هركدام زودتر بار هيزم را به خانه عروس برساند در اين صورت شامل خلعت هاي احتمالي خانواده عروس مي شد. بعدها داماد موظف بود كه هرگاه يكي از اهل روستا براي پسرشان زن مي گرفت، او هم مقابله به مثل كند و دَين خود را با آوردن هيزم ادا كند.به این نوع همکاری «دَسَوام» می گویند.


♣ شيريني خوران، شيريني خواردن، شيريني واردَي ( Şîrînî wardey، Şîrînî xiwardin)


 بعد از مراسم عقدكنان، تمهيد مراسم شيريني خوران فراهم مي‌شد. معمولاً مراسم شيريني خوردن در خلال روز، هنگام بعدازظهر صورت مي‌گيرد و اقوام نزديك و همسايه ها و دوستان از طرف هر دو خانواده دعوت مي‌شوند البته بيشتر دعوتي‌ها خانم‌ها هستند، مردان در اين مراسم كمتر حضور دارند، مگر در صورت نياز و كمك در كارهاي شاق و سنگين. طبق معمول لباس و طلاجات و خريد‌هاي صورت گرفته به خانه عروس برده مي‌شود، عروس و داماد حلقه به دست يكديگر مي‌كنند، مراسم رقص و آواز انجام مي‌شود قبل از اتمام مراسم شيريني و شربت به مهمان‌ها داده مي‌شود كه به عهده خانواده داماد است در آخر مهمانان هر كدام به شأن خود هدايايي به عروس مي‌دهند كه شامل طلا، پول و پارچه است و مراسم به پايان مي‌رسد.


جا خاليانه، جيگه خاليانه، ياگه هاليانه(jêge  xalyane، yage halyane)


 بعد از مراسم عقد و شيريني خوران روز بعد خانواده عروس به رسم (جيگه خاليانه، ياگه هاليانه) كادوي را به خانه داماد مي‌فرستند بعد از چند روز دعوتي به مناسبت پاگشاي داماد صورت مي‌گيرد كه خانواده داماد به صرف شام دعوت مي‌شوند كه همان شب هديه‌اي به داماد داده مي‌شود همين دعوتي از خانواده عروس صورت مي‌گيرد و باز هم كادويي به عروس داده مي‌شود.   در دوران نامزدي به مناسبت‌ها مختلف هدايايي از طرف اقوام داماد به عروس داده مي‌شود همچنين در روزهاي عيد فطر، عيد قربان، عيد نوروز و شب يلدا هدايايي به خانه عروس برده مي‌شود كه هر كدام مراسم خاص مربوط به خود دارد به هدايايي مربوط به عيد (جه‌ژنانهježnane) گفته مي‌شود. عيد نوروز، (نوروزانه، newrozane) و شب يلدا آخرين شب پاييزو اولين شب زمستاني گفته مي‌شود كه اين هدايا هم براي داماد فرستاده مي‌شود.


عروسي،زه ماو ند، زه ماونه(zemawine)


پيش از اين موعد عروسي در مراحل اوليه بين طرفين توافق شده و تعيين گرديده، بنا به شرايط هر دو خانواده در بعضي مواقع عروسي زودتر صورت مي‌گيرد و در بعضي مواقع هم شايد مدت زمان يك سال طول بكشد.
مراسم عروسي هم براي خود مؤلفه هايي مخصوص به خود را دارد، براي عروس خانم دوباره لباس‌هاي نو در نظر گرفته مي شود، هم چنين براي داماد هم از طرف خانواده وَيوَ، لباس كَواپانتول(Kewapantol)تهيه مي‌شود.

 

اين رويكرد در گذشته صورت ديگري به خود داشت. از طرف خانواده عروس، خريد لباس براي داماد صورت نمي‌گرفت و همچنين جهاز تهيه نمي‌شد و مبلغي را تحت عنوان (شيربها) براي تهيه اقلامي جهيزيه، مي‌گرفتند در دوران نامزدي، زَما(داماد) بايد مثل عضو خانواده براي خانه عروس، كار مي كرد: از جمله: آوردن هيزم از جنگل كه به آن هيمه بار(گَله‌دار، گَله هيزم) ، رُفتن برف هاي بام در زمستان، چيدن علف وآوردن آن و...

 

اما اكنون اين رسم‌ها قديمي شده، در حال حاضر خانواده عروس، جهاز تهيه مي‌كنند، دربعضي مواقع جهاز را مشترك تهيه مي‌شود براي عروس خانواده داماد اجازه مي‌گيرند بنا به آمادگي خانواده عروس و توافق بر سر روز و ماه عروسي صورت مي‌گيرد روز عروسي بايد موعد مقرري باشد؛ حتي روز شنبه را براي عروسي بد شگون مي دانند.


در گذشته جهاز تهيه شده دو روز قبل از عروسي، از طرف خانواده عروس،به سبك خاصي در مجمعه و يا به وسيله قاطر به خانه داماد ارسال مي شد. ولي اكنون در روز عروسي و قبل از حركت عروس به خانه زَما(داماد) فرستاده مي شود. در گذشته مراسم خاصي براي حمام رفتن و آرايشگاه رفتن عروس و داماد وجود داشت كه ديگر اين مراسم قديمي شده است و همه امكانات در خانه مهيا است.


در شهرهاي كُردستان، شبي كه روز بعدش عروس را به خانه زَما(داماد) مي برند؛ مراسمي تحت عنوان(شه‌وگه‌ر، Şewger)برگزار مي شود. عروس به آرايشگاه برده مي‌شود و لباس‌هايي كه قبلاً تهيه شده، مي‌پوشد. در گذشته سبك و طرز لباس ها سنتي ومتفاوت بود. از كلاوزَر(kilawzer) براي پوشش سر و از ساير پوشش سنتي استفاده مي شد. اما حالا به تبعيت از موج فرهنگ مهاجم شهري، بيشتر از بهار نارنج، استفاده مي شود.

 

در همين شب ميهمان‌هايي از طرف هر دو خانواده بعد از شام به صرف شيريني و چاي دعوت مي‌شوند. در همين شب مراسم حنابندان خه‌نه‌به‌ندان(xenebendan)  هم صورت مي‌گيرد. اين مراسم از طرف خانواده عروس انجام مي‌شود، با آوردن شمع و حنا و ميوه و شيريني از ميهمانان پذيرايي مي‌شود و شروع به مراسم شاد رقص و پايكوبي(ورپراي،wirpiray، هه لپه‌ركي،êHelperk،)مي كنند. درروز بعد، عروس را می آرایند و داماد هم به آرايشگاه برده مي‌‌شود و لباس‌هاي مخصوص عروسي در آن روز را مي‌پوشند. بدين ترتيب عروس توسط برازَما، برازاوا(Birazema ،Birazawa) و پاوَيوَ، پيخَسو(Pêxesu ، Paweywe) جهت انتقال به خانه داماد آماده مي شود.


♣ اعتصاب عروس، په‌لپي (Pelpî)، مانگرتن(Mangirtin)


به علت شرايط فيزيكي و صعب العبور بودن روستاها و نبود امكانات جاده‌اي، در گذشته عروس(وَيوه،weywe ، وَوي،wevî يا بوك، bûk)  را سوار بر ماديان (مايني، mayinî ) يا قاطر به خانه داماد مي‌بردند. معتقد بودند: بردن عروس به خانه داماد، با ماديان(مايني Maynî)، ميمون و خجسته است؛ براين باور بودند، زيرا اين عمل باعث زاد و ولد بيشتر آن ها مي شود. البته ماديان هم براي بسياري ها دست نمي داد، مجبور بودند اين كار با قاطر انجام شود.

 

در منطقه هورامان، ضمن رفتن به خانه عروس، تمهيدي براي سواركاري فراهم مي شد. بدين ترتيب، قاطرهايي راکه به عنوان چاووش، آماده مي كردند، جُل هاي آن ها را با روكش هاي زيبا و رنگين(مه‌وج، Mewj )آذين مي بستند و جوانان بر آن ها سوار مي شدند و با انجام حركات نمايشي-ورزشي، به مراسم عروسی شكوه خاصي مي بخشيدند.


فرستاده های خانواده داماد(برازَما، Birazema برا زاوا،  Birazawa)و پاوَيوَ، Paweywe ، پيخَسو(Pêxesu،Paweywe)، اقدام به بيرون آوردن عروس مي‌كردند، در اين هنگام مادر عروس، هَسروَ(Hesirwe) يا به كُردي سوراني خَسو(Xesu )پشت در را مي‌گرفت، از (برازَما) چيزي به رسم سنت به نام مادرانه(ئه‌دايانه، دايكانه Edayane ، Daykane) طلب مي كرد.

 

خانواده عروس با دادن خلعت پول و يا اشياء قيمتي ايشان را راضي مي كردند. باز در بعضي از خانواده ها ساير افراد خانواده عروس مبادرت به بستن در مي كردند و مانع از بيرون آمدن عروس مي شدند، آن ها هم چيزي طلب مي كردند، سهل و آسان تسليم خانواده داماد نمي شدند، اين عمل را پشت دريانه(پشت دركانه، pişt dirkane) مي گفتند. خلاصه برازاوا مجبور بود جلو بهانه گيري هاي خانواده عروس را بگيرد، بدين ترتيب موفق به بيرون آوردنِ عروس مي شدند.

 

خواننده هاي محلي(گوراني بيژها، gorani bêg) با آوازهاي شاد و كفزدن ها(چه پله ريزان، Ĉeple rêzan) و تكرار شعرهاي:


 (وه‌ي وه‌ي بالا به‌رز، تو چنْ شيريني!، wey wey bala berz to Ĉin Şîrini


 له‌قاي خواوه‌ند، روي سه‌رزه ميني!، leqay xodawend ruy ser zemini)


 يعني عروس قد بلند تو چقدر زيبا و با مزه هستي


 تو جلوه ي زيبايي خدا در روي زمين هستي


و يا


باده باده، باده! Bade bade bade


 شاديه و موباره ك باده! Şadiyew mubarek bade


ئانا به رده شا باوانم، وه ي پا چِر دَگاره، باده! Ana berdeŞa bawanim wey pa Ĉer degare bade


يعني: اين شادي و اين عروسي مبارك بارك بادا!


عروس خانم را در پايين آبادي بردند...


يا


بو تورت كرد، بو تورياي، bo torit kird bo toryay


 داده له سه ر چي تورياي،  dade le ser ci toryay


يعني عروس خانم چرا قهركردي.


اين ترانه‌ي اخير را بيشتر در هنگام اعتصاب عروس مي گفتند. بعد از انجام مراسم سواركاري و گردش در فضاي باز، عروس را به طرف منزل زَما، زاوا(داماد) مي آوردند. داماد روي لبه بام(بانيجه، banije)مي‌ايستاد تا عروس پا به درون در بگذارد، سيبي و يا پرتقالي و يا ميوه ديگري، خلاصه از جنس مركبات را در دست مي گرفت محكم سر عروس را نشانه مي گرفت.

 

بعضي از دامادها در اين مراسم به قول خود هنرنمايي مي كردند، هر كسي مستقيم به سر عروس مي كوبيد برنده‌تر بود و در همانجا به قول معروف فارسي: گربه را دم حجله مي كشت، با روحيه فيروزمندانه اي خود را براي مراحل بعدي آماده مي كرد. مشكل در اين جا حل نمي شد. باز اين نوبت عروس بود كه از ماديان پايين نمي آمد و اعتصاب مي كرد. در منطقه به اين حركت تورياي يا پَلپي(toryay، pelpi) يا مانگرتن(mangirtin) مي گفتند، در اين حالت، چيزي از داماد طلب مي كرد.

 

بعضي از عروس هاي حريص، ملك و خانه و زمين طلب مي كردند. مدعوين زه ماوه ند(عروسي) پادر مياني مي كردند، با اصرار مطالبات عروس را تخفيف مي دادند، اما به هر جهت اين عروس بود كه برنده ميدان بود. اما حالا اين رسم‌ها كهنه شده در ديگر نشاني از آن نيست در حال حاضر چند روز قبل از عروسي كارت‌هايي از طرف هر دو خانواده به مناسبت دعوت كردن فاميل و دوستان نوشته مي شود ودر روز عروسي و جايگاه عروسي مشخص مي‌شود.


امروزه در روز عروسي معمولاً عروس، بهار مي‌پوشد در بعضي مواقع عروس لباس‌هاي محلي مي‌پوشد كه رنگ لباس‌ها سفيد است داماد هم لباس‌هايي كه خانواده عروس تهيه كرده‌اند به تن مي‌كند روز عروسي معمولاً ميهمانان به صرف نهار يا شام دعوت مي‌شوند . و در رزو عروسي مراسم رقص و پايكوبي ساعت‌ها ادامه دارد بعد از صرف غذا و ميوه و شيريني عروسي به پايان مي‌رسد.


♣ مراسم تَلَ، تيلاني، سه روزه يا پا تختي(Tele، Têlanê)


امروزه پس از مراسم عروسي و بردن عروس به خانه داماد، در همان وقت مراسم پاتختي صورت مي‌گيرد كه هر كس به ميل خود هدايايي به عروس و داماد مي‌دهند و از عروس و داماد خدا حافظي مي كنند. بعضي وقت‌ها پا تختي كه به زبان محلي (هفته، سه روزه، تَل يا تيلاني) گفته مي‌شود به هفته بعد از عروسي موكول مي شود.

 


نویسنده : عادل محمدپور





برچسب ها :

ازدواج هورامیفرهنگ هورامیکردستان

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر