سه شنبه 7 مهر 1394 / 12:10|کد خبر : 50|گروه : فرهنگی

زبان ها:

زبانها چگونه می میرند؟

زبانها چگونه می میرند؟

بدون شک زبان وقتی می میرد،آخرین نفری که بدان سخن می گوید،بمیرد!.یا شاید وقتی بمیرد که دوم نفری بدان تکلم می کند بمیرد،زیرا دیگر آن وقت کسی وجود ندارد تا بدان زبان سخن بگوید.

به گزارش هورامانات، بدون شک زبان وقتی می میرد،آخرین نفری که بدان سخن می گوید،بمیرد!.یا شاید وقتی بمیرد که دوم نفری بدان تکلم می کند بمیرد،زیرا دیگر آن وقت کسی وجود ندارد تا بدان زبان سخن بگوید.

مردن یک زبان چیزی طبیعی نیست.در طول تاریخ،جوامع بسیاری وجود داشته و از میان رفته اند و با از بین رفتن این جوامع، زبان آنان نیز باقی نمانده است.برای مثال:هیتیتی آن زمانی به خاموشی گرایید که تمدنی از انجیل کهن اطراف آنرا گرفت و در آن حل و نماند.

اما آنچه در این روزگار کنونی اتفاق می افتد در مقایسه با گذشته بسیار ساده تر است.اکنون زبانها به صورتی گسترده رو به زوال نهاده اند و نمی مانند.از 6000 و اندی از زبانهایی که امروز در دنیا وجود دارند،چیزی نمانده است که نزدیک به نیمی از آنان از میان بروند.این بدین معناست،از 3000 زبان در 1200 ماه و هر دوهفته یک زبان در دنیا می میرد و محو می شود.
ما چگونه این را می دانیم؟

در مدت بیست سال گذشته،زبانشناسان در سراسر جهان با جمع آوری اطلاعات و مقایسه نمودن آنان با همدیگر مشغول شدند.اگر آنان زبانی را ببینند که کسی باز مانده و بدان سخن می گوید و کسی بدان اهمیت نمیدهد که زبان خود را به فرزندان نسل بعد از خود انتقال دهد،در این حالت کاملاً آشکار است که این زبان بسوی مردن می رود.

حال اگر زبانی کمتر از صد کلمه باشد،بدون تردید سرنوشت بسیار خرابی در انتظار آن زبان است و احتمال ندارد که این زبان برای مدتی طولانی به حیات خود ادامه دهد.در تحقیقاتی که در سال 1999 به عمل آمد، چنین مشخص شد؛96% زبانهای جهان فقط 4% مردم با آنها سخن می گویند.در کنار آن نیز هیچگونه خطری را احساس نمی کنند که این زبانها در معرض نابودی هستند.

این گون معلوماتی که در سال 1999 از سوی زبانشناسان جمع آوری گردید،موجودیت 6784 زبان را به اثبات رساند.در میان این زبانها 51 زبان ویژه وجود داشتند که فقط یک نفر از تکلم کنندگان این زبان باقی مانده بود و تعداد 28 گونه از این قبیل زبانها در استرالیا وجود داشتد!.براساس آگاهیها،نزدیک به 500 زبان در دنیا وجود دارند که کمتر از 500 نفر بدانها تکلم می کنند.1500 زبان دیگر نیز کمتر از هزار نفر با آن تکلم می کنند و 5000 زبان کمتر از صدهزار نفر با آن سخن می گویند.

در اینجا،سئوالی وجود دارد که چرا این همه زبان می میرند؟این نیز به دلایل فراوانی و استحاله شدن فرهنگی،ژینوساید و سایر سببها،از اهم دلایل نابود شدن زبانهاست.

زمانی که فرهنگی در فرهنگ دیگر حل می گردد،در نتیجه‌ی این رویداد؛تأثیرات خطرناکی را بر از میان برداشتن زبان خواهد داشت.این نیز از مراحل بسیار گذار می کند و از آنان می توان؛فشار وارد نمودن بر مردم برای آن که با زبان حاکم سخن بگویند!.بدین معنا؛فشاری در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی یا اقتصادی سرچشمه ی آن می باشد.

مرحله دوم متشکل از دوره ی پیدایش دو زبانیست.به شیوه ای عادت نمودن یا زمان جدیدی که هنوز از دانستن و فهمیدن زبان قدیمی خود را محافظت می کنند و بعدها نیز این دوزبانی بودن رو به زوال می رود و زبان قدیم،جای خود را برای زبان جدید خالی می کند و دیگر زبان نخست خود را کمتر مناسب می دانند و از به کار بردن آن امتناع می نمایند.

در بسیاری مواقع به کار بردن آن نیز احساس شرم و خجالت آور بودن از ناحیه پدر،مادر و همچنین از ناحیه فرزندان را بدنبال دارد.در اینجا دیگر والدین از بکار بردن زبان قدیم در زمان حضور فرزندان خود خودداری می نمایند. در عین حال دیده می شود،آن خانواده هایی که زبان قدیمی خود به کار می گیرند،تعداد کمی از خانوارها را تشکیل می دهند و برای همین نیز مسئله کاربرد زبان قدیمی تر همانند چیزی غیرطبیعی جلوه می کند و در نتیجه این که پیدایش گویشی خاندانی یا خانواده ایی را سبب می شود و دیگر فرزندان در خارج از محیط خانواده با این زبان با همدیگر سخن نمی گویند و این نیز سبب می شود،زبان روبه افول و به نابودی نزدیک گردد.

حال، در این مورد چه باید کرد؟
بدون تردید دیگر زمان آن نمانده است تا کاری یا چیزی به عمل آید تا کمک گسترده ای بدان زبانهایی که سخنوران آن بسیار کم یا پیر شده اند را انجام داد.جامعه در این زمان در حال حفاظت و پاسداری از ماندن خود می باشد و هیچ فرصت فکر کردنی برای زبان را ندارد.

اما بسیاری از آن زبانهایی که در معرض خطر نیستند، بسیاری مواقع دیده می شود،واقعاً زبان در معرض خطر نابودی قرار می گیرد و می توان برای ابقاء آن کاری کرد تا روحی تازه در آن دمیده شود.زمانی که جامعه ای میداند که زبانش در معرض خطر قرار دارد،در این گونه حالتی می تواند فعالیتی وسیع و گامی  واقعی را برای آن که زبانی را در حقیقت زنده نگهدارد.

برای موفقیت در این امر،باید تمام تلاش خود را به عمل آورد و جامعه باید خواستار نجات زبان خود باشد.بی تردید این عمل نیز، نیاز به اسباب فراوانی همچون ابزار خواندن را دارد و باید اساتیدی برای آن تأمین  گردد و همزمان هم نیازمند به زبانشناسان است که وظیفه ی اصلی آنان جمع آوری و مستند نمودن زبانهاست.

با مستند نمودن زبان و تحقیقات و نوشتن آن،مشخص است که این گونه اعمالی از امورات اولیه می باشند و باید انجام شود و در کنار آن مسئله ی آموزش و نیاز به خواندن آن نیز بسیار مهم و دارای اهمیت است.زیرا مردم باید توانایی خواندن و نوشتن را داشته باشند تا زبان آنان بتواند در آینده تمدن جای گیرد و بیشترین نقش را سواد و کامپیوتر در توسعه برعهده دارد.

اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که ارتباط بدین دارند که چرا ما باید در غم  زبانهایی در حال مرگ هستند باشیم؟.در هر زبانی تمامی تاریخ جامعه ای یا اجتماعی و بخش اعظمی از فرهنگ آن جامعه در آن گنجیده شده است و با از دست دادن زبانی، زیانی به تمامی مردم جامعه وارد می گردد.

ما باید چیزهای زیادی را از رویاها و آرزوهای مردمان دیگر یاد بگیریم.برخی اوقات این یادگیری جهت پراکتیکی دارد.برای نمونه:زمانی که پزشکان محلی در میان ملتی که چگونه می تواند بیماری را علاج نماید را ببینیم و از وی چیزی را یاد می گیریم و این گونه یادگیری در برخی مواقع جهاتی روشنفکری را با خود دارد.

حال در اینجا مراد آن است که بسیار اهمیت دارد هرچه سریعتر در مورد آن زبانهایی که در خطر انقراض قرار گرفته اند با جمع آوری اسناد آن زبانها را مستند نماییم و از نابودی آنان جلوگیری کنیم.درکنار آن اگر خواست و اراده و مسئله ای اقتصادی باشد،بدون شک به سادگی می توانیم از آن زبانهای حفاظت کنیم و نگذاریم بدین سادگی از بین بروند.

به قلم: دیوید کریستال

انتهای خبر/





برچسب ها :

زبانهادیوید کریستالهورامانات

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار