شنبه 30 آبان 1394 / 09:00|کد خبر : 244|گروه : فرهنگی

هورامی های شمال/

کتاب ئاورێ ئاورگا از سروده های شاعری هورامی از خطه شمال ایران

کتاب ئاورێ ئاورگا از سروده های شاعری هورامی از خطه شمال ایران

نویسنده این کتاب شعری از منطقه چهارقلعه عبدالملکی شهر بهشهر مازندران هورامی های شمال ایران می باشد

به گزارش اورامانات "ئاورێ ئارگا" به معنای آتش آتشگاه، مجموعه شعری است اثر طبع "حامی نیكبخت عبدالملكی". این شاعر، اهل شهرستان بهشهر مازندران ، و از كُرد های با گویش هورامی است كه در زمان‌های پیش، به شمال ایران كوچ کرده یا كوچانده شده‌اند و اینك علی‌رغم این همه سال، زبان مادری خود را حفظ كرده‌ و به گواهی اشعار این مجموعه، این كردان راستین، همچنان آتش زبان و ادب و فرهنگ كردی را در آتشگاه سینه‌‌شان فروزان داشته‌اند.

حامی نیكیخت عبدالملكی، علی‌رغم وجود نشرهای زیاد در كشور و نیز در استان مازندران، خواسته كه این مجموعه را در استانی كُرد‌نشین چاپ كند و در این میانه انتشارات زانا را برگزیده است و من به عنوان مدیر این نشر هرچه در توان داشتم برای محقق شدن این خواسته انجام وظیفه كردم و اینك به فضل خداوند كتاب در شكلی شكیل و هیئتی زیبا چاپ و نشر شده و نسخه‌هایی از آن هم در دفتر انتشارات زانا موجود می‌باشد.

نكته‌ی ارزشمند شایان ذكر آن است كه این كتاب به رسم‌الخط معیار كردی نوشته شده و همان‌گونه كه شاعر تأكید كرده است، این برای اولین بار است كه چنین اتفاقی در نگارش آثار مكتوب كردهای شمال می‌‌افتد.

سیاوچه‌مانه / عاشقانه‌یلِ نه‌واچیا : این بخش بلندترین شعر هجایی این مجموعه است که عاشقانه‌های ناگفته‌ی این مردمان را بیان می‌کند  و متأثر از سیاچَمانه‌های هورامان سروده شده است .

 

چواردانه‌یی / واته‌یلِ گیس بۆڕیا : این بخش شامل چند دوتایی یا دوبیتی‌ست که به جز یکی - دو مورد که در وزن عروضی بوده باقی همه هجایی کردی‌ست .

 

گوتاره‌یلِ دل / قسه‌یلِ وه دڵ واریا : شامل سروده‌هایی سالیان دورتر شاعر هم در اوزان عروضی و هم شعر هجایی است که در موضوعات آزاد سروده شده است و بیانگر حرفهای در دل مانده‌ی شاعر است

 

سووگه‌ره‌یل دڵ / شێعره‌یل چ شوور وه‌وشکیا : شامل چند سروده در ستایش چند تن از مفاخر هنر و شعر ایران‌زمین است . در این بخش تنها یک شعر نو کُردی گنجانده شده است .

 

شاعر در مقدمه‌ی كتاب چنین آورده است:

«زبانِ سروده‌های این مجموعه به گویشِ کُردی ایل ِعبدالملکی ا‌ست که می‌توان آن را از خانواده‌ی گویش‌های هورامی به‌شمار آورد. ایل عبدالملکی اکنون در چند نقطه‌ی کشور سکونت دارند که از نقاط متمرکز جمعیّتی آن‌ها می‌توان چهار قلعه عبدالملکی در حوزه‌ی شمالی بهشهر مازندران، قلعه عبدالملکی در قروه کردستان، روستای زاغه در تویسرکان همدان و به‌گونه‌ی پراکنده در کرمانشاه، کنگاور و چند نقطه‌ی دیگر را نام بُرد که همگی به این گویش سخن می‌گویند و از بختِ بلند به همّت ستودنی گذشتگان فهیمشان همچنان فرزندان امروزینشان هم به این گویشِ ناز زبان باز می‌کنند..

این مجموعه برای کُردهای عبدالملکیِ ساکن در شمال کشور (مازندران) نخستین مجموعه‌ای ا‌ست که به‌گونه‌ی کاملاً کُردی چاپ می‌شود و نیز نخستین بار است که در این منطقه نوشتار با آداب نوشتاری کُردی ارائه می‌شود.  باشد که در آینده‌ی نزدیک همه‌ی فرزندان کُرد در این منطقه با این آداب نوشتاری آشنایی کامل یابند و نسل‌های پسین ما کُردی را روان بخوانند و روان بنویسند.»

 

باری، شعر و شور و شعور حامی نیكبخت عبدالملكی را ارج می‌نهیم و شعری از این مجموعه را با هم می‌خوانیم و برایش توفیقات بیشتر آرزومندیم:

قه‌سه‌م ‌به ‌وه‌ر ‌ویره‌گا «له‌پوو»[1]

قَسَم بَه وَرِ ویرَگا «لَپو» / سوگند به خورشیدِ هنگامِ غروبِ «لَپو»

عاشق چ ‌دیری ته‌كیا مه‌موو

عاشق چِ دیری تَكیا مَمو / عاشق از درد دوری تكیده می‌شود

چ ‌ئه‌ور ‌دیری ‌هه‌وام ‌خراوه‌ن 

چِ اَورِ دیری هَوام خِراوَن / از ابر دوریِ (یار) آسمان و هوایِ من آشفته است

به وینه وه‌شه‌ن ‌گه‌ڕوام پڕ ئاوه‌ن

بَه وینَه وَشَن گَروآم پر آوَن /  به مانند باران گریه‌های من پُر آب است

ویره‌گا ‌مه‌موو ‌دڵ ‌بێ‌قه‌ڕاره‌ن

ویرَگا مَمو دل بیقرارَن / هنگام غروب می شود و دل بیقراری می‌کند  

ئارامم ‌نییه‌ن ‌گیانم ‌خه‌مباره‌ن

آرامِم نیئَن گیانِم خَمبارَن / آرام نمی‌گیرم و جان من غمبار است

ویره‌گا ‌لوا ‌نێشته ‌له‌و ‌ده‌ریا

ویرَگا  لُوا نیشته لَو دریا / به هنگام غروب (دلم در هوای) رفتن و در کنار دریا نشستن

چ ‌ده‌رد ‌دیری ‌وانایی ‌ته‌نیا  

چِ دردِ دیری وانایی تََنیا / و از درد دوریِ (یار) تنهایی خواندن (است)

‌وه دیم ‌ده‌ریا زه‌رد ویره وه‌ر

وَ دیمِ دریا زردِ ویرَه وَر /  بر چهره‌ی دریا رنگ زرد غروب خورشید 

ڕه‌نگ زه‌رد‌ی‌ ‌عاشق وه چه‌م ماڕوو وه‌ر

رنگ زردی عاشق وَ چَم مارو وَر / زردرویی عاشق را در پیش چشم مجسم می‌سازد

ده‌ریا به وینه‌ی‌ عاشق ممانوو

دریا بَه وینَه‌ی عاشق مِمانو / دریا به مانند عاشق می‌ماند 

با تشکر از همایون محمد نژاد «هانه برچم»

انتهای پیام/





برچسب ها :

ئاوری ئارگاشاعر هورامی شمالیحامی نیک بخت عبدالملکی

نظرات کاربران :

هیوا [شنبه 30 آبان 1394 | 10:41] پاسخ

فه ره وش بی دست وش بوو

محمد فتحی [شنبه 30 آبان 1394 | 17:02] پاسخ

ده ستا وه ش په وستی جبه روو ائی زانیاریه ژیرانه یه

آرام هانه گرمله ای [چهارشنبه 12 اسفند 1394 | 12:30] پاسخ

دستا وش بو
جه زحمت کئشاتا جه راو زنده کردوه ی زوانی هورامی و اشناسایی خیلو دورکوته ی عبدلملکی پنما فره دسوشیتا چه نه کرمه

معروف مدرسی مریوان بالک [دوشنبه 1 شهریور 1395 | 13:30] پاسخ

ده ستاوه ش بو
فیر کاری زوانی کوردی به زاراوی هه ورامی په ره دیدیه - تدریس زبان هورامی را توسعه دهید

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار