سه شنبه 12 مرداد 1395 / 15:48|کد خبر : 1001|گروه : اجتماعی

یادداشت ساسان منفرد/

براستی کلید قفل بیکاری جوانان این دیار در دستان کیست؟/ سروآباد شهری پاک و عاری از بسیاری از آسیب ها اما پر از بیکار

براستی کلید قفل بیکاری جوانان این دیار در دستان کیست؟/ سروآباد شهری پاک و عاری از بسیاری از آسیب ها اما پر از بیکار

سروآباد شهری پاک و عاری از بسیاری از آسیب های اجتماعی اما پر از بیکار در اینجا بیکاری بیداد میکند و جوانان این دیار از شدت بیکاری از دولت و سرمایه گذاران درخواست سرمایه گذاری و ایجاد شغل پایدار دارند .

هزرم ده که م به شیعری بو ئاوه دانی سه ولاوا

خوینم ده که م به سووره گول بو مه یدانی سه ولاوا

له سه ر ئه سپی سپی خزمه ت دانابه زم تاماوم

گيانم ده که م به پردی بو  روله کانی سه ولاوا.

(بی وه ر)

به گزارش اورامانات، سروآباد شهری پاک و عاری از تکدی گری و دزدی اما پر از بیکار در اینجا بیکاری بیداد میکند و جوانان این دیار از شدت بیکاری از دولت و سرمایه گذاران درخواست سرمایه گذاری و ایجاد شغل پایدار دارند .

 

هربار دلم میخواهد از زيبايی های شهرم برایتان بگویم و گفته هايم را با،غم آغاز نکنم اما افسوس...

ای کاش می شد به جای گلايه  از  سربلندی کوسالان، خروشانی سیروان، سرسبزی سروآباد، افتخارات ديارم ، خون گرمی و مهمان نوازی اين مردم، از شهیدپروری و انقلابمداری اين سرزمين دلپاک برايتان بگوییم و می نوشتم که مهد عرفان وفرهنگ است و سرچشمه ی تمدن. اما ...

 

ميخواهم بار دیگر قلم را به دست بگیرم و از زخم های کهنه ی تن اين شهر برایتان بنویسم  زخمی که جوانان این شهر و روستاهای اطرافش بیشتر از جوانان دیگری ازآن رنج میبرند.می نويسم تا شاید دلنوشته هایم مرهم وداروی مسکنی باشد برای این زخمهای عمیق و دستمالی باشد برای پاک کردن اشک های نديده شده ی چشم دلهایی که هرروز  به ياد رفع مشکلات  اين دیار می تپد.

 

«بیکاری» واژه ای نام آشنا در ذهن همه، تيتر تمامی اخبار است و شعر امروزه ی شاعران و اسم کتابی برای نویسندگانی بیکار.آری !بیکاری!سوژه ای مناسب برای هنرمندان و فيلم سازان  جهان.

 

پیش از آنکه درمورد بیکاری جوانان سروآباد(بخصوص قشر خلاق وتواناوتحصیل کرده)سخن به عرصه بياورم میخواهم تعریفی از فرد بیکار و پيامدهای بيکاری  را در ذهن داشته باشيم:

 

بيکار: افرادی که توانايی انجام کاری را داشته باشند ولی شغل و کار مناسبی را نداشته باشد(يعنی خردسالان و کهن سالان افراد بیکار محسوب نمی شوند.)

پيامدهای بيکاری: علاوه بر پيامدهای مادی و معنوی ،بیکاری تعادل جامعه را بهم زده و باعث ایجاد بحرانهای اجتماعی،اقتصادی،روانی،سياسی و...میشود(باعث پيدايش فقر،اعتياد،بالارفتن سن ازدواجافزایش طلاق،کاهش نشاط اجتماعی،افسردگی جوانان،احساس بی ارزشی،عقب ماندگی کشور، خودکشی ،روی آوردن به گروهکهای سياسی و اشرارو...ودرکل عامل اصلی برای بزهکاری محسوب میشود.

داشتن امنیت شغلی حقی است برای هر جوانی و حتی در قوانین اسلامی تاکید زیادی بر نقشکار وداشتن شغل مناسب داشته و در قوانین اساسی هر کشوری از آن به عنوان مهمترين بحث نامبرده شده است.ولی  الان دغدغه ی اصلی ما برای شهر خود:سروآباد است ،که گرفتار اين پيامدها شده است

 

سروآباد شهری که فقط نام مرزی بودن را یدک میکشد ولی سهم جوانانش از مرز فقط راهی برای فرار مغزهایشان، قاچاق فروشی و کوله ای سنگينی بر دوشهای خسته است و رفتن بر روی مين های پنهان شده و پاکسازی نشده و جا مانده ی رژيم بعث و سوختن با گازهای تاول زای شيميايی ودود شدن با تانکرهای نفت کش، آواره در جاده ها و گم شدن در غبارهای صحراهای اطراف مرز است و خوردن سيلی  های دستهای ناشناس و نگاه کردن دودی غلیظ وکشيدن نفسی عميق و پر ازغم.

 

درآمد این مرزها به جیب عده ای انگشت شمار سرمایه دار می رود که حتی حاضر نیستند در شهر خود نیز سرمایه گزاری  و زندگی بکنند واين در حاليست که مرزبانان  این دیار همين جوانانی هستند که الان حسرت نداشتن کار را می خورند جوانانی که سفرهايشان امروز بی نان مانده است ومن بی خیال برمیزی پر از تجملاتنشسته ام ،اگر دشمن چشم طمع به اين آب و خاک را داشته باشد همين جوانان هستند، که از خاک و ناموسشان با شکمی گرسنه دفاع میکنند و اين سخن تاريخ است.

 

در اين شهر آن عده ای هم که بيکار نيستند کارگران فصلی ای هستند که آواره ی کلان شهرهای استان های همجوار اند. (نمونه:80 درصد جوانان روستاهای منطقه ی شاميان و اورامانات: نسل، گوشخانی، ترخان آباد، بيساران، دل، چشميدر و...65 روستای دیگر که از ترس بیکاری و نبود شغل پایدار مجبورند به شغل کاذب روی آورده و خانواده های خودرا به مدت 8 ماه تنها گذاشته و به عملگی به منطقه ی شميرانات و لواسانات تهران و اهوازو... کوچ کنند برای کسب لقمه ی روزی حلال)  کارگران فصلی و روزمزدی که بدون داشتن بيمه نامه ی مجبورند ديار خود را ترک کنند و منطقه ای  ديگر را آباد نمايند.چرا آن عرق ها برای آبادانی شهر خود ريخته نشوند؟

 

و اين در حالیست که سالانه شاهد  فوت صدهاکارگر بدون بيمه ی سروآبادی در شهرهای بزرگی چون تهران و اهواز هستيم به دلايلی چون: تصادفات جاده ای، خفه شدن در معادن زغال سنگ و بر اثر خطرات ديگر ساختمان سازی و... هر چند جوانان این شهر از کوسالان یاد گرفته اند که همواره سربلند، محکم و استوار باشند و از سرچشمه های سیروان یاد گرفته اند که همیشه دلپاک باشند ولی نباید از موقعیت آنان سوء استفاده شود.

آیا این مهاجرتهای فصلی آواره ی کار، پیامدهای بعدی برای این شهر پاک نخواهد داشت پیامد های هزینه برداری به قیمت از دست رفتن جوانانش در دام اعتیاد و بسیاری از آفت ها و آسیب های اجتماعی دیگر؟

 در اینجا نیزجا دارد از نماینده و فرماندار محترم  شهرستان تشکر کرد برای تلاشهایدلسوزانه ی امروزه ی  ایشان برای بازگشایی مرز مله خورد دزلی،که از آن میتوان  به عنوان استارتی برای اشتغالزایی نامبرد و هرچند مردم  هنوز چشم به راه آزادشدن دفترچه های کولبری مانده اند و دلخوشاین شغل  هستند ولی این مرز شاید تنها یک چهارم درد را دوا نکند و باتوجه به شرایط جغرافیایی که شهرستان سروآباد داراست .

 

 باید به فکر طرحهایی بهتر برای اشتغالزایی این جوانان بیکار باشندنه کولبری؟و هنوزم  برخی از جوانان سرواباد  نیز گله مندند از اینکه هیچ سودی را ازاین مرزدر آینده نیز نمی برند و میگویندمیبایستی طوری مرز مله خوردساماندهی میشد که بارهای وارداتی فقط به شهرستان سروآباد می اومد نه به جایی دیگر.

 

نمیدانم کليد قفل بيکاری در دستهای خودمان است يا در دستهای ديگری؟

 

ولی بیشتر از شما گله مندیم:سرمايه داران سروآبادی(نه همه) که سرمايه هايتان را در شهرها و استانهای همجوار خرج می کنید و صاحب آسمان خراشهای آنچنانی هستيد و هميشه با بردن اسم سروآبادبه خود افتخار میکنيد ؟چرا خود را به خواب زده اید؟

آیا واقعاً شما قادر به ایجاد یک کارگاه یا یک کارخانه ی کوچک نیز نمی باشید؟به گمانم هنوز باور نداریدکه شهرتان امن و امان است .آیا اگر شمابا سرمایه گزاری به شهر رونق بدهید و قدم های اول را بردارید دولت پشتيبانی نمیکند؟آیا دلتان برای شهرتان میسوزد؟آیا گرفتن دست جوان همشهريتان برای کاری، کلیدی برای بازکردن درهای پيشرفت نیست؟ منتظر سرمایه گذاران دیگرباشیم؟تاکی جاهای ديگررا آباد میکنید و شهر خود را ازياد میبريد؟

 

به گمانم ضرب المثل قديم کردی امروزه برعکس شده است و الان (خه یر بو ده رویشه نهک بو خویش)گله مندیم از شما کارفرمايان سروآبادی که به جوانان شهر خودحتی کارگری ساده ای را هم نمیدهید ونيروهای غیر بومی را ترجيح بر همشهريان و همسايگان  خود میدانيد.به هر شهری هم بروید شمارا اهل این شهر میدانند شناسنامه هایتان مهر واسم این شهر را خورده است؟محبت به خاک میماند و بی مهری به خاک نیز نامش میماند؟چرا دستهایتان را در دست این مردم کمتر میگذارید؟ و خودتان را از مردم جدا کرده اید؟ مگر جاذبه گری و گردشگری یکی از راههای ریشه کنی بیکاری نیست؟ این شهر از چه پتانسیلی محروم است؟ جوانان این دیار از داشتن کدام توانایی محرومند؟ حتما از دیدن جیبهای خالی ما وفشارهای روحی و روانی وجسمی وارده برپدران ماخوشحال می کند؟

 

شما ها که میدانید جوان برای گرفتن مبلغ وام ناچیزی برای کار باید چندتا ضامن پیدا کند که مجبوراست وام را با ضامن نصف کند؟سرمایه دار سروآبادی صدایم رامیشنوی! تویی که فرزندانت چند  شغله اند و فرزندان همسایه ات  بیکارو گرسنه؟شايد بهتر آن باشد که حق را به تو بدهم در اين محکمه؟ چون تو مثل جوان بیکاری  از گشنگیمریض نشده ای تا نسخه ی داروهایت را در دست بگیری و حسرت نداشتن خرید داروها تورا بکشد؟چون شاید تو جوانان بیکاری را نشناخته باشی که لبهایشان پر ازخنده باشد و دلهایشان پر از غم؟چون شاید تو جوانی را ندیده باشی که از ترس مخارج  دانشگاه و خرید جهزیه ازدواج خودکشی کرده باشد؟ چون شاید تو جوان نویسنده ای را نشناخته باشی که برای چاپ کتابش حاضر باشد کولبری و حمالی بکند؟و غوطه ورم در هزاران سوال به ظاهر مصخره و بی جواب و خنده دار دیگر.بخندتا روزی که ببینیهمه به ديارت میخندند.

 

ولی ترسم از آن است که بگویند سروآباد سرمایه داری ندارد غافل از آنکه هر روستایی از آن حداقل چند نفر میلیونر و ملیاردر دارد و ما فقط افراد محتاج به کمیته امداد و بهزیستیش  را ببینیم.

 

مشکل شهرستان سروآباد نداشتن چراغ راهنمایی در خیابانها نیست بلکه بیکاری جوانان این شهر مشکلی اساسی محسوب می شود! ولی با وجود این همه مشکل باید از طرفیدیگر  شکر گزار خداوند بود که سروآباد ما هنوز شهریست پاک، بدون دزد،بدون گدا و صاحب مردمانی خون گرم و خدا شناس.

 

به اميد روزی که در اين سرزمين درخت پربار بیکاری ریشه کن شده و  بخصوص در شهرستان سروآباد رد پایی از بیکاری در ميان مردم بخصوص جوانان توانا ديده نشود و سخنی را که باید در اول از همه  می گفتم در آخر میگویم:از دولت و سرمایه داران تقاضامندیم  با ایجاد اشتغال زایی های پایدار و فرصت های شغلی  این مشکل خانمانسوز را برطرف کرده و جوانان این شهر را در اولویت کار قرار دهند  تا شاید سدی باشد در برابر سیل عظیم کارگران تحصیل کرده ی این شهر.

 

ياداشت:شاعر و فعال فرهنگی :ساسان منفرد(بی وه ر)سروآباد

انتهای خبر/





برچسب ها :

کلید قفل بیکاریسروآبادشهری عاری از آسیب های اجتماعیشهری پر از بیکارتکدی گریسرقت

نظرات کاربران :

farzad [سه شنبه 12 مرداد 1395 | 16:24] پاسخ

ده س خوش زور جوان بو

سروآبادی [سه شنبه 12 مرداد 1395 | 17:49] پاسخ

ساسان گیان نموونه ت زور بی له م شاره پر له بیکاره دا.ئافه رین بو ئه و یادداشته جوانه ت.

mohamadi [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 08:58] پاسخ

بسیارعالی بودافرین ان شاالله که مسولین مشکل جوانان ماروحل کنند

farahmand [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 12:55] پاسخ

کاک ساسان ده س خوش ،به راسی جوان بو

farahmand [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 12:58] پاسخ

کاک ساسان ده س خوش ،به راسی جوان بو

هه ورامان 21 [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 15:16] پاسخ

ده س و قه له مت وه ش بو

هه ورامان 21 [چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 15:17] پاسخ

ده س و قه له مت وه ش بو

بی انصاف [دوشنبه 18 مرداد 1395 | 19:10] پاسخ

برو بابا کوگوش شنوا !خواهی نشوی رسوا......

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Hawramanat Telegran Channel


آخرین اخبار